مقام معظم رهبری: به گفتار امام و کردار امام اهتمام بورزید ********** امام خمینی(ره): ان شاء الله ما اندوه دلمان را در وقت مناسب با انتقام از امریکا و آل سعود برطرف خواهیم ساخت و داغ و حسرت حلاوت این جنایت بزرگ را بر دلشان خواهیم نهاد 1367/4/29 **********امام خمینی(رحمة الله علیه) : حکومت آل سعود، این وهابیهای پست بیخبر از خدا بسان خنجرند که همیشه از پشت در قلب مسلمانان فرو رفته‌اند 1366/5/12 ********** امام خمینی (ره) شهادت در راه خدا مسئله ای نیست که بشود با پیروزی در صحنه های نبرد مقایسه شود، مقام شهادت خود اوج بندگی و سیر و سلوک در عالم معنویت است********** امام خمینی (ره): ما تابع امر خداییم، به همین دلیل طالب شهادتیم و تنها به همین دلیل است که زیر بار ذلت و بندگی غیر خدا نمی رویم************ امام خمینی(ره) ”من برای آنکه شما جوانان شایسته ای هستید، علاقه دارم که جوانی خود را در راه خداوند و اسلام عزیز و جمهوری اسلامی صرف کنید تا سعادت هر دو جهان را دریابید.„ ********** حُسنُ الخلاقِ یُدِّرُ الرزاقَ وَ یونِسَ الرِّفاقَ؛ خوش اخلاقى روزى ها را زیاد مى کند و میان دوستان انس و الفت پدید مى آورد. «نهج الفصاحه، ح 781» ************امام خمینی(س) علم همراه تهذیبِ نفس است که انسان را به مقام انسانیت می رساند .هم در علم کوشا باشید و هم در عمل و هم در تهذیب اخلاق ********** بايد مسائل اسلامي حل بشود در اينجا و پياده بشود. بايد مستضعفين را حمايت بكنند، بايد مستضعفين تقويت بشوند حضرت امام خميني قدس سره الشريف صحیفه امام – جلد 6 – صفحه 461 ************ اهمیّت فضای مجازی به انداره ی انقلاب اسلامی است "مقام معظم رهبری" ************* آن کسی قلمش قلم انسانی است که از روی انصاف بنویسد. امام خمینی (ره) ***********همان طوري که در سابق عمل مي‌شد، روضه‌خواني بشود، مرثيه گفته بشود، شعر و نثر در فضايل اهل بيت و در مصائب آنها گفته بشود. حضرت امام خميني قدس سره الشريف صحيفه امام – جلد 15 – ص 332 ************ نگذاريد پيشكسوتان شهادت و خون در پيچ و خم زندگي روزمره خود به فراموشي سپرده شوند. حضرت امام خميني قدس سره الشريف صحيفه امام، ج 21، ص 93 ************ من در ميان شما باشم و يا نباشم، به همه شما وصيت و سفارش مي‌کنم که نگذاريد انقلاب به دست نااهلان و نامحرمان بيفتد. حضرت امام خميني قدس سره الشريف صحيفه امام، ج 21، ص 93 ************ پيامبر اسلام نيازي به مساجد اشرافي و مناره‌هاي تزئيناتي ندارد. پيامبر اسلام دنبال مجد و عظمت پيروان خود بوده است که متأسفانه با سياست‌هاي غلط حاکمان دست‌نشانده به خاک مذلت نشسته‌اند. حضرت امام خميني قدس سره الشريف صحيفه امام، ج 21، ص 80 ************ پيغمبر اسلام تمام عمرش در امور سياسي بود، تمام عمرش را صرف كرد در سياست اسلامي، و حكومت اسلامي تشكيل داد. حضرت امام خميني قدس سره الشريف صحيفه امام، ج 15، ص 11 ************ امام به همه فهماند که انسان کامل شدن، علی وار زیستن و تا نزدیکی مرزهای عصمت پیش رفتن افسانه نیست. مقام معظم رهبری ************ راه ما راه امام خمینی است و در این راه با همه قدرت و قاطعیت خود حرکت خواهیم کرد. مقام معظم رهبری

 

 

 

تاريخ انتشار: 07 آذر 1397 ساعت 23:16:14
یادداشتی از: عباس آخوندی
حاکمیت قانون و گزاره‌های متعارض

جماران: همگان بر این‌که شرایط ایران در تمام حوزه‌های اقتصادی، سیاسی، اجتماعی فرهنگی و اخلاقی بسیار خطیر است وقوف دارند. پرسش بنیادین این است که چرا در چنین وضعی قرار گرفته‌ایم؟ و چرا چشم‌انداز روشنی برای خروج از تنگنا روبرویمان نمی‌بینیم؟ روبرو شدنِ ملت‌ها با موقعیت‌های پُرمخاطره پدیده نادری در دنیا نیست. جامعه‌های مختلف از جمله ایران آن را در زندگی تاریخی خود آزموده‌اند و فراز و فرود‌های مختلفی را دیده‌اند و راه‌کارهایی متفاوتی را تجربه کرده‌اند.

باز سؤال این است که چرا ظرفیت یادگیری جمعی جامعه‌ی ایرانی از تجربه‌های خود و دیگران بسیار محدود است؟ گویی به تکرار تجربه‌های شکست‌خورده خو گرفته‌ایم. لذا بیش از آنکه رخ‌دادها تجزیه و تحلیلِ روشنی داشته‌باشیم و راهی برای درمان بیابیم، بیشتر دردِدل می‌کنیم و از حیث روحی و روانی خود را سبک می‌کنیم و باز روز از نو و رزوی از نو!

چالش‌های ژرفی چون وجود ناهنجاری‌های اخلاقی و شکاف اجتماعی، اختلاف‌های بین‌المللی، ناامنی اجتماعی، سرگشتگی هویتی و فرهنگی، بی‌ثباتی اقتصادی، کیفیت نازلِ زیست‌پذیریِ شهری و حرکت پذیری درون و برون‌شهری، فقرِ شدید؛ به‌ویژه فقر شهری، فرسایش محیط طبیعی، تنشِ آبی، گرم‌شدنِ زمین و ناتعادلی اقلیمی و مسائلی از این دست را در ایران می‌توان فهرست نمود.

در زیر گروه هر یک از این چالش‌ها، نکته‌های دقیق‌تری نیز قابلِ بیان هستند. به عنوان مثال در حوزه‌ی اقتصاد می‌توان از میزان بدهی بیش از  ۴۰٪ تولید ناخالص داخلی دولت به اقتصاد، و یا تنگنای بانکی شامل سهم بسیار بالای دارایی‌های موهوم در ترازنامه‌ی بانک‌ها و قدرت تسهیلات‌دهی بسیار پایین آن‌ها که به چیزی در حدود ۱۲٪ تولید ناخالص داخلی رسیده، بحران ارزی، اختلال در ارتباط پولی بین ایران و محیط بین‌الملل که هرگونه مبادله ارزی را مختل ساخته، بحران اقتصادی رفاه، کسریِ جاریِ جدیِ بودجه و باز تنگناهایی از این دست را می‌توان سیاهه نمود.

چون به‌دقت بنگریم، هم ایران در دوره‌های مختلفی از تاریخ خود با مساله‌هایی از این دست روبرو بوده و هم سایر ملت‌ها تجربه‌های سخت مشابهی داشته‌اند. پرسش این است که چرا ما نمی‌توانیم از تجربه‌ی تاریخی خود و یا تجربه‌ی دیگران یاد بگیریم و گامی به جلو برداریم؟

به‌عنوان گواه، از راه‌کارِ تشکیل بازارِ بدهی برای قابلِ دادوستد ساختن بدهی‌های دولت می‌توان نام‌برد. چرا زمانی که این راه‌کار می‌خواهد در ایران اجرایی شود، نتیجه‌ی وارونه می‌دهد و ابزاری می‌شود برای افزایشِ بدهی‌های دولت بدون آن‌که بدهی‌های پیشین روان و قابلِ مبادله شوند و یا چرا زمانی‌که بحث حل‌وفصل دارایی‌های سمی بانک‌ها و رفع تنگنای بانکی به‌میان می‌آید موضوع در واقع، تبدیل به انتقال بدهیِ چندین بانک و مؤسسه‌ی اعتباری به دولت و افزایش پایه‌ی پولی به منظور پرداخت تعهدات بی‌پشتوانه‌ی آنها به سپرده‌گذاران و طرف‌های سوم می‌شود. آن‌هم بدون داشتن هیچ گزارش روشن و مستقلی از کیفیت دارایی آنها و نحوه‌ی جابجاشدنشان (Asset Qulaity Review) و بدون آنکه هیچ برنامه‌ی حل‌وفصل جامعی (Resolusion Plan)  تهیه و به‌تصویب برسد. و چرا هم‌چنان اضافه‌برداشت بانک‌ها کم‌وبیش از بانکِ مرکزی ادامه و پایه پولی روزانه ده‌ها میلیارد تومان افزایش می‌یابد و تاوان تورم سنگینِ آن را مردم می‌دهند؟

در مورد همین ۶ موسسه‌ی اعتباری، با مداخله‌ی بانک مرکزی مبلغی معادل ۲۹هزار میلیارد تومان به پایه‌ی پولی کشور افزوده‌ شد. مفهوم آن، افزایش مبلغی در حدود ۲۰۰هزارمیلیارد تومان به نقدینگی کشور بود. بدون آنکه هیچ گزارش روشنی در باره‌ی نحوه‌ی سرشکن‌شدن این خسارت عظیم به سهامداران، سپرده‌گذاران عمده‌ی این مؤسسه‌ها که بیشترین قصور و یا تقصیر را داشته و هم‌چنین بیشترین برداشتِ مادی را از آنها به نفعِ خود داشتند منتشر گردد و باز بدون آن‌که هیچ تصویر روشنی از نحوه‌ی حل‌وفصل این مشکل در سایر بانک‌ها و مؤسسه‌‌های مالی که به احتمال دارایی‌های موهوم بخشِ قابل توجهی از ترازنامه‌ی آنها را شکل می‌دهد ارائه شود.

آیا این پدیده برای اولین بار در جهان، در ایران دیده می‌شود؟ پاسخ خیر است. آیا آنها نیز در تاریکی بدون آن‌که بیماری را درمان کرده‌باشند، تمام زیان را بر عهده‌ی مردمی که هیچ سهمی در ایجاد خسارت نداشته‌اند انداخته‌اند؟ باز پاسخ خیر است. پس چرا ما نمی‌توانیم از تجربه‌ی بین‌المللی استفاده و این بیماری شناخته‌شده را درمان کنیم؟

گفته‌می‌شود که شکاف اجتماعی، ناهنجاری‌های اخلاقی، سرگشتگی هویتی و فرهنگی در ایران رو به‌فزونی و سرمایه اجتماعی به شدت نازل است. این امر هم در جهان شناخته شده نیست؟ البته که هست. آیا نمونه‌های موفق در حل‌وفصل موضوع وجود ندارد؟ حتما وجود دارد. نمونه‌ی آن کشورهای درگیر در جنگ‌های جهانیِ اول و دوم و باز در میان آنها آلمان مثال زدنی است. پس چرا ما در وضعیت امتناع قرار می‌گیریم؟ باید این وضعیت امتناع به‌عنوان یک موضوع بسیار مهم مورد شناسایی قرار گیرد و درباره‌ی آن به جمع‌بندی برسیم. در غیر این‌صورت، دچار فرسایش دائمی خواهیم‌بود.

بزرگ‌ترین نگرانی من فرسایش دائمی ایران چه از منظر ذهنی و چه از منظر عینی است. ایرانِ عزیز ما چه از منظرِ محیط طبیعی، زیست‌پذیری و اقتصادی و چه از منظر اخلاقِ عمومی، تمدنی و فرهنگی و هویتی در حال فرسایش است. این امر برای من که در فراز و فرودها و مخاطرات مسئولیت‌هایی را داشته و پذیرفته‌ام بسیار مهم است. پرسش بنیادینی که ذهن مرا به‌خود مشغول می‌دارد این است که چرا با وجود شناخت مسئله و آگاهی اجمالی از راه‌حل‌ها، نمی‌توانیم چالش‌ها را درمان کنیم؟ به گمان من، این بزرگترین پرسشِ امروز ایران است. 

بی‌گمان اندیشمندان‌ِ حوزه‌هایِ مختلفِ دانش به این موضوع پرداخته‌اند و پاسخ و یا پاسخ‌هایی برای این پرسش دارند. لیکن، من در این یادداشت تمایل دارم موضوع را از منظر نظام معرفتی ارزیابی کنم.

من براین باورم که ریشه‌ی مشکل در این‌جاست. به‌نظر می‌رسد که ما دچار یک تعارض درونی در نظام معرفتی‌مان هستیم. ما با تعارض ذهنی بزرگ می‌شویم که از نسل‌های پیشین به ارث برده‌ایم و برای نسل‌های بعدی نیز به ارث می‌گذاریم. گزاره‌های متعارض به‌سهولت مورد قبول عامه قرار می‌گیرد. جامعه‌ی مدنی در برابر منافع متعارض افراد، سازمان‌ها و گروه‌ها واکنش نشان نمی‌دهد. این موضوع آن‌قدر در زندگیِ ما ایرانیان جریان دارد و به آن خوگرفته‌ایم که شاید از شدت ظهور، کمتر به آن توجه می‌کنیم.

این موضوع از آن جهت مهم است که هیچ‌گاه روشن نمی‌شود که کدام نگاه، سیاست، قانون، روش و اقدام دارای کاستی بوده و منسوخ است و جانشین آن‌ها کدام‌ها هستند؟ لذا، همواره روندهای گذشته و حال هم‌زمان در جریان است. و به قولِ علما ناسخ و منسوخی وجود ندارد. بسته به آن‌که فرد در کجا ایستاده‌باشد می‌تواند از طیف احکام متعارضی بهره‌ببرد.

در ایران همه چیز خاکستری، گرد و یا سیال است. کمتر سکوی اندیشه‌ای وجود دارد که فرد بتواند موقعیت خود را نسبت به آن بسنجد. شاید کمتر جامعه‌ای مثل ما باشد که افراد هم‌زمان به گزاره‌های متعارض خو کرده و هم‌زمان به یک سری مفاهیم متعارض چنگ بزنند. لذا درآخر، معلوم نمی‌گردد که چه چیزی خوب و چه چیزی بد است.

همه‌روزه، صدا و سیما از حکومت قانون، حرمتِ مالکیتِ خصوصی و ضرورتِ خصوصی‌سازی، بازار رقابتی و عدالت دادِ سخن می‌دهد. اما هم‌زمان، افرادی که به این اصل‌ها پایبند هستند به عنوان لیبرال به مردم معرفی و محکوم می‌شوند. و باز طرفه آن‌که هم‌زمان، از نظارت بر و مداخله‌ی گسترده‌ی دولت در بازار، قیمت‌گذاری دولتی، استقرار نظام تعزیراتِ حکومتی، و پهن‌شدن بساطِ داغ‌ودرفش و تاراجِ به حق و یا به‌ناحقِ انبارها تجلیل می‌کند. حال باید تصور کرد مردمی که بی‌وقفه گزاره‌های متعارض را می‌شنود و رویه‌های متعارض را تجربه می‌کند، نهایتا به چه نظام معرفتی خو می‌گیرند؟

توجه به این امر از آن جهت مهم است که اصلاح جامعه از تشخیص سره از ناسره آغاز می‌گردد. رهبران نهادهای جامعه مدنی باید نسبت به‌گزاره‌های متعارض واکنش نشان دهند. وگرنه این قافله تا به حشر لنگ است. به‌عنوان نمونه، شایسته است به این دو گزاره که در شرایط موجود از سوی سیاست‌گذاران اعلام می‌گردد توجه شود. یک- چون در تنگنای سرمایه‌ی اجتماعی هستیم، امکان اصلاح ساختاری نداریم و باید ابتدا به حداقلی از ثبات و آرامش روانیِ اجتماعی برسیم تا امکان انجام تغییرات بنیادین داشته باشیم. دو- در شرایط سختِ موجود نظریه‌ها و تئوری‌های اقتصادی کاربردی ندارد و در وضعیت کنونی اگر کسی دنبال اقتصاد آزاد برود می‌خواهد سیستم اجتماعی را به هم بریزد.

اینک سؤال این است که آیا ریشه‌ی فرسایش سرمایه‌ی اجتماعی جز نارسایی‌های ساختاری اقتصادی و اجتماعی است؟ پس چگونه بدون درمان علت می‌توان به ثبات و آرامش دسترسی پیدا کرد؟ و یا آنکه مگر تئوری‌های اقتصادی از ناکجا آمده‌اند؟ مگر جز آن است که نظریه‌های اقتصادی تبیین کامیابی‌ها و شکست‌های اقتصادی هستند؟ پس چگونه با چشم‌پوشی از نظریه می‌توان ثبات را به بازار بازگرداند؟

برای درک اهمیت این موضوع چند مثال عرضه می‌شود. مثال اول عرضه سهام عدالت هم‌زمان با ابلاغ سیاست‌های کلی اصل ۴۴ قانون اساسی است. در واقع عرضه‌ی این سهام در همان آغاز، سیاست‌‌های ابلاغی را از مسیرِ خود خارج، آثار مثبت آن را زائل و به ضدِّ خود تبدیل ساخت. در ابتدای خردادماه ۸۴ بود که سیاست‌های کلی اصل ۴۴ قانون اساسی از سوی رهبری ابلاغ شد. برای اجرای آنها قانونِ خاصی تحت همین عنوان در بهمن‌ماه ۸۶ به تصویب مجلس رسید لیکن با توجه به ایرادهای شورای نگهبان به مجمع تشخیص مصلحت ارسال شد و نهایتا ابلاغ نهایی آن در مردادماه ۸۷ صورت گرفت. اما پیش از اجرایی‌شدن این سیاست‌ها، دستورالعمل توزیع سهام عدالت در دو مرحله در تاریخ‌های ۲۳/آبان و ۹/بهمن سال ۸۴ به تصویب هیات وزیران رسید و ابلاغ شد. روشن بود که ماهیت سیاست توزیع این سهام در تضاد بنیادین با فرایند خصوصی‌سازی بود.

واگذاری ۴۰٪ سهام یک بنگاه به‌عنوانِ سهام عدالت به مفهوم در وضعیت عدمِ قطعیت قراردادن بنگاه، ایجاد اختلالِ کلی در نظام مدیریت، تصمیم‌گیری، توسعه‌ی فناوری، افزایش سرمایه و از بین‌بردن آینده‌ی آن بود. طرفه آن‌که واگذاری باقی سهام بنگاه‌ها از دستورِ کار خارج نشد. آشکار بود که چه نهادهایی مخاطره این مشارکت را می‌پذیرفتند. بنابراین، نباید از واگذاری بیش از ۴۵٪ ارزش بنگاه‌های به نهادهای عمومی و یا نظامی و شکل‌گیری سرمایه‌داریِ شبه‌دولتی و یا نظامی در شگفت شد.

خوب به‌یاد دارم که در همان روزها همایشی بین‌المللی به همت سازمان خصوصی‌سازی در سالن همایش‌های صداو سیما برگزارشد. میهمانان خارجی سؤال می‌کردند که شما چه می‌کنید؟ اجرای هم‌زمان سیاست خصوصی‌سازی و توزیع سهام عدالت چگونه ممکن است؟ البته در ایران ممکن بود.

منظور از جامعه‌ی مدنی چیست؟ جامعه‌ای که هسته‌ی تشکیل‌دهنده‌ی آن شهروندان صاحب حق هستند. آنان امور فردی و جمعی خود را با استفاده از نهادهای حرفه‌ای، اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی به پیش می‌برند. قدرت؛ حتی قدرتِ دولت در این جامعه کنترل شده‌است و باید پاسخگو باشد. قانون حاکم بر مناسبت‌های نهادهای گوناگون با یک‌دیگر است. برترین ارزش اخلاق عمومی در این جامعه عدالت به مفهوم قرارگرفتن هرچیز در جای خود به موجب قانون است. بنابراین، ایجاد محدودیت برای آزادی‌ها و حقِ انتخاب فردی به بهانه‌ی حفظ حقوقِ عمومی عینِ ظلم است و تعدی به حقوق عمومی به بهانه‌ی دفاع از بازار آزاد، مفت‌سواری و رانت‌جویی است.

اگر نگاهی به پیرامونِ خودمان داشته‌باشیم، ده‌ها مورد خلاف از دو سو را می‌توانیم شناسایی کنیم. نکته‌ی مورد تاکید این یادداشت عادی‌شدنِ این واقعیت در ایران و شگفت‌زده نشدن هیچ‌کس از تکرار این رخ‌دادهاست.

نمونه‌ی بارز این ظلم دوسویه نحوه‌ی اجرای قانون نظام مهندسی و کنترل ساختمان و قانون شهرداری‌ها در ایران است. حق انتخاب مهندس طرفِ قرارداد از مالکان تحت عنوانِ استقلالِ نظارت سلب شده‌است. حال آن‌که کنترل ساختمان به منظور حفظِ حقوق عمومی وظیفه‌ی شهرداری‌هاست و آنها باید اقدام به اعزام بازرس مستقل کنند و موضوع ارتباطی به ناظر انتخابی از سوی مالک ندارد. هم‌زمان، شهرفروشی امری رایج است و مهندس اعم آنکه از سوی سازمان و یا مالک انتخاب شود، تا زمانی که شهرداری زیر پروانه را امضا می‌کند، هیچ مسؤولتی در طراحی و اجرای طرح‌های برخلاف ضوابط و مقررات شهری ندارد. شهرداری نیز به بهانه‌ی این‌که مهندس دارای پروانه مسؤولیت نظارت بر ساختمان را بر عهده دارد از پذیرش مسؤولیت قانونی خود شانه خالی می‌کند و شهر همین جنگل ساختمانی می‌شود.

رقابت، حسنِ انجام کار و جلب رضایت کارفرما، حل یک مساله‌ی مهندسی و یا خلاقیت و دستیابی به فناوری‌های جدید فاقد هرگونه ارزشی است. چرا که سازمان به‌صورت کوپنی کار را توزیع می‌کند و نتیجه‌ی کار مهم نیست. مهندس حق دارد که در دو سوی میز بنشیند. هم برای مالک و کارفرما کار کند و هم در دستگاه‌های کنترلی عمومی اعم از شهرداری، وزارت راه‌وشهرسازی، وزارت کشور، سازمان‌های آب و فاضلاب و گاز و از این قبیل مستخدم باشد. رییس سازمان چون نماینده‌ی مجلس است به خود حق می‌دهد که از قانون و مقررات تخلف کند. اگر به وی اعتراض شود می‌گوید: وزیر را استیضاح می‌کنم. به هرگوشه‌ی روند و فرایندهای کار توجه شود پُر از تعارض است. طرفه آن‌که وقتی وزیری می‌خواهد اصلاحی را انجام دهد و رشته‌های پذیرش منافع متعارض را از هم بگسلد تمام آژیرها هم‌زمان به‌صدا در می‌آید. جالب‌تر، نصیحت‌هایی است که آدمی از سوی افراد خیرخواه دریافت می‌کند که چه‌کار به این کارها داری؟ عاقبت نداره!

این باور غالب نیز شایسته توجه است. در ایران وقتی شرایط خطیر می‌شود، به‌طور معمول درخواست عمومی این است که «دولت باید یک کاری بکند». آثار خارجی این جمله بسیار پُرتعارض است. منظور از این گزاره از سوی پیشنهاد دهندگان این است که قانون به بن‌بست رسیده بنابراین، باید از مرزهای قانونی عبور کرد و به راه‌کارهای با پشتوانه‌ی نظری و تجربه‌شده پشتِ‌پا زد.

در همین راستا، گزاره‌ی دیگری که در ایران کارکردِ زیادی دارد «یک کاری‌اش بکن» و یا «یک کاری‌اش می‌کنم» است. این باز بدین مفهوم است که منطق به بن‌بست رسیده و کاری فراتر از منطق قرار است صورت گیرد. اگر از گوینده سؤال شود چه‌ کاری می‌کنی؟ پاسخ این است که چه‌کار داری؟ یک کاری‌اش می‌کنم.

این یادداشت را با این جمله به پایان ببرم که حکومت قانون و توسعه‌ی جامعه مدنی نیاز به نظام معرفتی سازگار و بی‌تعارض دارد. در برابر گزاره‌های متعارض سکوت نکنیم.





  تعداد بازديدها: 373


 
نظرات خوانندگان:
 

نظرات حاوي توهين، افترا، تهمت و نيش به ديگران منتشر نمي‌شود.

نام:
پست الکترونيک:
متن پيام:


 
آخرين اخبار و مطالب 
نگاهی دیگر(قسمت چهارصد و پنجاه وسوم)
هیجان سازی و پوچ گرایی
خبرنگار آمریکایی - ایرانی پرس تی‌وی:
شخصیت امام خمینی(ره) جرقه آشنایی با اسلام را در ذهنم روشن کرد
روحانی در جلسه شورای اداری آذربایجان‌غربی:
جنگ آمریکا نه با دولت، بلکه با ۸۲ میلیون ایرانی است / اقدامات امروز آمریکا جنایت علیه بشریت است
انفجار مین در مسیر ساخت راه آهن ایران - افغانستان / کشته شدن چند ایرانی و افغانستانی
توقیف 600 خودروی متخلف و حاضر در کورس‌های شبانه در اصفهان
عضو جهاد اسلامی:
فلسطین و مقدساتش با پول معاوضه نمی شود
واکنش روسیه به افزایش ۴ برابری سطح تولید اورانیوم غنی‌شده ایران: این اقدامات نقض توافق هسته‌ای نیست/ برخورد تهران با برجام، بسیار مسئولانه است
مطهری:
دولت در موضوع برجام حالت تهاجمی دارد؛ عقب نشینی نکرده است
گفتگو با خانواده قربانی تصادف جنجالی اصفهان؛
خانواده "پسر پورشه سوار" حتی به خاکسپاری نیامدند!
سخنگوی قوه قضائیه:
اگر قرار بر تغییر در محدودیت‌های رئیس دولت اصلاحات باشد، باید شورای عالی امنیت ملی درباره آن تصمیم‌گیری کند / برای ۲ جاسوس آمریکایی و عربستانی حکم صادر شده
رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار جمعی از شاعران و استادان زبان و ادب پارسی:
راجع به زبان فارسی نگرانم نگذارید زبان فارسی فرسوده و ویران شود
سد کرج در حال تخلیه است
یادداشتی:
راه‌حل ساده‌تر برای روحانی
عکس/موسسه خیریه ملائک
به کوشش آقای حاج حسن وفایی
احادیثی گوهر بار از امام حسن مجتبی (ع)
میز افطاری خانواده‌های غزه‌ای در کنار خانه‌های ویران شده در اثر حملات هوایی اخیر اسراییل/ خبرگزاری فرانسه
واکنش شهردار تهران به هجوم پروانه‌ها به تهران
رئیس جمهور در دیدار با جمعی از علما و شخصیت‌های حوزوی:
همه مسئولان درباره ایستادگی در برابر آمریکا اتفاق نظر دارند
عضو کمیسیون فرهنگی مجلس:
نمایشگاه قرآن، دیپلماسی قرآنی را در جهان اسلام تبیین می‌کند
تاثیر مثبت قهوه بر روده‌

آرشیو همه مطالب


 
پربازديدها 
فراخوان دومین جشنواره عکاسی دانشجویی با عنوان : «عارفانه»
پوستر/منتخب بهترین آثار اساتید شیشه گری دهه شصت ایران
نگاهی دیگر(قسمت چهارصد و چهل و هفتم)
بهانه تراشی اسرائیلی کیهان
نگاهی دیگر(قسمت چهارصد و چهل و ششم)
جنگ و دیوانه
رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار مسئولان و کارگزاران نظام:
جنگ نمی‌شود مذاکره با آمریکا سمّ است گزینه قطعی ملت مقاومت است
در واکنش به تحولات اخیر در منطقه
ظریف: پیش‌بینی کرده بودیم عده‌ای بخواهند به تنش در منطقه دامن بزنند
نگاهی دیگر(قسمت چهارصد و چهل و هشتم)
مقاومت و جنگ اراده ها
دادستان اصفهان:
دوچرخه سواری بانوان در فضای عمومی فعل حرام است/ به شهرداری و ناجا راهکار داده ام دوچرخه با پوشش مناسب برای بانوان طراحی شود
دو نیروگاه پمپاژ نفت در ریاض، مورد هدف قرار گرفت/ وزیر انرژی عربستان: انتقال نفت متوقف شده؛ با حملات تروریستی می‌خواهند جریان انتقال انرژی جهانی را مختل کنند / قیمت نفت یک درصد افزایش یافت
امارات: عربستان،‌آمریکا،فرانسه و نروژ در تحقیق حادثه فجیره شرکت دارند
با حکم فرمانده معظم کل قوا انجام شد؛
انتصاب جانشین و معاون هماهنگ کننده سپاه پاسداران انقلاب اسلامی
ظریف:
عادی سازی روابط اقتصادی ایران راه حفظ برجام است/ جمهوری اسلامی به دنبال درگیری در منطقه نیست
انصارالله یمن:
حمله به خط لوله نفت سعودی ربطی به ایران نداشت
خبر منتسب به آیت‌الله سیستانی تکذیب شد/ نماینده عراقی: هشدار پمپئو کذب است
در گفت‌وگو با رسانه‌های ژاپنی مطرح شد
سوال ظریف از جهان متمدن
نگاهی دیگر(قسمت چهارصد و چهل و نهم)
جنگ جهانی سوم ؟!
خاطرات محمد غرضی از سید مهدی طباطبایی در زندان: مرحوم طباطبایی می‌گفت: درست است من عمامه به سر دارم، اما از راه رفوی قالی، زندگی کرده ام / مرحوم طباطبایی توانایی بازی دادن زندانبان‌هایش را داشت / وقتی طباطبایی مسئول دادن چای در زندان شد
تصاویر: درگیری معترضان با نیروهای ارتش در پایتخت سودان
نمایشگاه بین المللی قرآن کریم
پوستر/کارگاه های عکاسی، خوشنویسی و صنایع دستی در غرفه دانشگاه پیام نور
یادداشتی از: عبدالزهراء شاهرودی
ضرورت صبر همگانی در شرایط دشوار/ خاطره ای از سفارش امام به نانوای جماران


 
آمار بازديد از سايت 
تعداد بازدید امروز: 3011
تعداد بازدید دیروز: 11375
بازدید کل: 26956766
مشاهده آمار کامل
تمامي حقوق براي هيئت انصارالخميني (ره) محفوظ است.