تاريخ انتشار: 10 مرداد 1390 ساعت 17:21:24
رمضان در آيينه شعر فارسي

نويسنده: کامران شرفشاهي

 “در غياث اللغات” در توصيف ماه مبارک رمضان آمده است: ماه نهم از ماههاي قمري بين شعبان و شوال. و رمضان سنگ گرم است و از سنگ گرم پاي روندگان مي سوزد و شايد که به وقت وضع اين اسم ماه صيام در شدت گرما باشد و يا ماخوذ است از “رمض” که به معني سوختن است چون ماه صيام گناهان را مي سوزد معني رمض سوخته شدن پا از گرمي زمين چون ماه صيام موجب سوختگي و تکليف نفس است.

    ماه رمضان المبارک که به “شهر الله” نيز معروف است - از اين نظر که تنها ماهي است که نام آن در قرآن کريم ذکر شده است - از فضيلتي بس والا برخوردار است:

    شهر رمضان الذي انزل فيه القرآن (قرآن کريم - سوره بقره - آيه 182)

    نزول قرآن مجيد در اين ماه و شب ليله القدر و ماه روزه داري و سلوک روحي مسلمانان و ... از ديگر ويژگيهاي ارزنده اين ماه مبارک است.

    درباره ماه مبارک رمضان احاديث و روايات بسياري به ما رسيده است و کتابهاي فراواني نيز در فضايل اين ماه به رشته تحرير درآمده است. ليکن در اين مجال از زاويه اي ديگر به اين ماه مبارک خواهيم نگريست که جهاني ديگر است و از حلاوتي ديگر برخوردار و آن همانا انعکاس اين ماه شريف در آينه زلال ادبيات پارسي است که تجلي گاه عاليترين جلوه هاي فرهنگ و معارف اسلامي است.

    نخستين نکته در اين باب اينکه به تحقيق در ادبيات هيچيک از ملل جهاني ماهي تا به اين اندازه در قلمرو ادبيات وارد نشده و مورد ارادت و ستايش سخن سرايان و ادبا قرار نگرفته است.

    در ادبيات فارسي همواره ماه رمضان و ماه محرم الحرام مورد توجه سخنوران چيره دست، خصوصا شاعران شيعي مذهب قرار داشته است. اگر ماه محرم به خاطر حماسه بزرگ عاشوراي حسيني نظر شاعران متعهد و ستم ستيز را که عاشقانه به ساحت مقدس حضرت اباعبدالله الحسين(ع) عشق مي ورزند برانگيخته، ماه رمضان با آميزه اي بسيار متنوع، همواره نظر سخنسرايان را به خويش جلب نموده است.

    از آنجا که در گستره ادب پارسي از ماه مبارک رمضان سخن بسيار گفته شده است، پس به اجمال از هر شاعري به بيتي در مضموني اکتفا خواهيم کرد. پس در نخستين گام به استقبال “رمضان” خواهيم شتافت و اينکه اين ماه در ذهن شاعران خيالپرداز و مومن چگونه نقش بسته است:

    شاه نعمت الله ولي:

    رمضان آمد و روان بگذشت

    بود ماهي به يک زمان بگذشت

    شب قدري به عارفان بنمود

    اين معاني از آن بيان بگذشت ...

    حکيم خاقاني شرواني:

    جاهش ز دهر چون مه عيد از صف نجوم

    ذاتش ز خلق چون شب قدر از مه صيام

    سوزني سمرقندي:

    گر در مه صيام شود خوانده اين مديح

    بر تو بخير باد مديح و مه صيام

    نزاري قهستاني:

    خجسته باد و مبارک قدوم ماه صيام

    بر اوليا و احباي شهريار انام

    عباس خوش عمل:

    آمد از راه، با سرافرازي

    ماه تزکيه، ماه خودسازي

    رمضانا تو بهترين ماهي

    چون که ماه ضيافت اللهي

    خوش عمل هرکه بود در رمضان

    ترک منکر نمود در رمضان

    شيخ اجل سعدي شيرازي:

    کسان که در رمضان چنگ مي شکستندي

    نسيم گل بشنيدند و توبه بشکستند

    شاطر عباس صبوحي:

    روزه دارم من و افطارم از آن لعل لب است

    آري افطار رطب در رمضان مستحب است

    روزه

    روزه در قرآن کريم “صوم” ناميده مي شود. اين لغت در معني به مفهوم امساک و خودداري از هر فعلي است و در اصطلاح فقهي به مجموع امساکهاي خاصي اطلاق مي گردد که در زمان معيني واقع شود.

    روزه ماه مبارک رمضان بر هر مرد و زن مسلمان واجب است. در خصوص مزاياي روزه از لحاظ پزشکي، روانپزشکي و ... سخن بسيار گفته شده است و فوايد بي شماري در اين مورد ذکر نموده اند، ليک اين مفهوم در ادب پارسي مضامين بسيار نغز و دلنشيني را آفريده است که به گلچيني از اين گلستان بسنده مي کنيم:

    حکيم ابوالقاسم فردوسي طوسي:

    همان بر دل هرکسي بوده دوست

    نماز شب و روزه آيين اوست

    حکيم ناصر خسرو قبادياني:

    چون روزه نداني که چه چيز است چه سود است

    بيهوده همه روز تو را بودن ناهار

    خاقاني شرواني:

    چه بود آن نفخ روح و غسل و روزه

    که مريم عور بود و روح تنها

    سعدي شيرازي:

    که سلطان از اين روزه آيا چه خواست

    که افطار او عيد طفلان ماست!

    خواجه حافظ شيرازي:

    ثواب روزه و حج قبول آن کس برد

    که خاک ميکده عشق را زيارت کرد

    فرخي سيستاني:

    به فال نيک تو را ماه روزه روي نمود

    تو دور باش و چنين روزه صد هزار گذار

    مسعود سعد سلمان:

    نزد خداوند عرش بادا مقبول

    طاعت خير تو و صيام و قيامت

    مولانا جلال الدين محمد مولوي:

    ني تو را هر شب مناجات و قيام

    ني تو را در روزه پرهيز و صيام

    حکيم اوحدي مراغه اي:

    روزه دار و به ديگران بخوران

    نه مخور روز و شب شکم بدران

    اميرخسرو دهلوي:

    ني کار مرد روزه همت شکستن است

    گر خضر آبش آرد عيش جوان کند

    ليله القدر (شب قدر:)

    در “ترجمان القرآن جرجاني” شب قدر، شب اندازه کردن کارها ذکر شده است. صاحب “کشاف اصطلاحات الفنون” گويد: شب قدر، شبي است با عزت و شرف که هرکه در آن طاعت کند عزيز و مشرف گردد. در “التفهيم بيروني” آمده است: “و اندر ماه رمضان ليله القدر است، آنک جلالت او را به دهه پسين جويند و نيز گفتند به طاقهاي اين دهه.”

    ليله القدر شبي مهم و سرنوشت ساز است. شب نزول رحمت و برکات الهي و تعيين سرنوشت ابدي انسانهاست و در خصوص اهميت اين شب گفتني است که از صدر اسلام و از عهد رسول اکرم حضرت محمد مصطفي(ص) رسم بر آن بوده است که شبهاي قدر را “احيا” بگيرند و تا سپيده دم به آداب مخصوص آن از دعا و نماز و استغفار بپردازند.

    در فضيلت شب قدر آمده است شبي بهتر از هزار ماه “ليله القدر خير من الف شهر” و به احتمال قوي اين شب ارجمند يکي از شبهاي نوزدهم، بيست و يکم و بيست و سوم ماه مبارک رمضان است.

    در آيه نخست سوره مبارکه “قدر” نيز تصريح شده است به آنکه قرآن کريم در شب قدر نازل شده است: “اناانزلناء في ليله القدر” در “تفسير ابوالفتوح رازي” پيرامون شب قدر آمده است: “شب تقدير است و فصل احکام و تقدير قضايا آنچه خواهد بودن در سال از آجال و ارزاق و اقسام همه در اين شب کنند و گفتند قوله “في ليله القدر مبارکه” هم اين شب است و ...” (ص 327)

    سخن در باب ليله القدر (شب قدر) بسيار است و در کتب تفاسير درباره کيفيت و نزول رحمت و برکت در اين شب استثنايي احاديث و روايات بسيار قابل تاملي ذکر شده است. و اما در نگاه شاعران سخن سنج مسلمان که ميراث داران و پاسداران حريم فرهنگ و معارف عاليه اسلامي هستند، حکايت شب قدر حکايتي بس شگفت و تفکر برانگيز است.

    حکايتي که با زبان عرفان و تعابير رمزگونه، مخاطب را به اين شب بزرگ و اسرارآميز رهنمون مي شود. اين اشعار که براساس آيات، احاديث و روايات سروده شده است همچون بارقه هاي آسماني بر دل و جان شيفتگان مي تابد و ظلمت درون را به انوار الهي روشن مي سازد:

    حکيم رودکي سمرقندي؛

    شب عاشقي ليله القدر است

    چون تو بيرون کني رخ از جلبيب

    منوچهري دامغاني:

    با رنگ و نگار جنت العدني

    با نور و ضياء ليله القدري

    شيخ اجل سعدي شيرازي:

    تو را قدر اگر کس نداند چه غم

    شب قدر را مي ندانند هم

    خواجه حافظ شيرازي:

    شب قدر است و طي شد نامه هجر

    سلام فيه حتي مطلع الفجر

    عرفا درباره شب قدر گفته اند که اين شب، شبي است که سالکان را به تجلي خاص مشرف گرداند تا بدان تجلي بشناسند قدر و مرتبه خود را به نسبت با محبوب و آنوقت ابتداء وصول سالک باشد يعني جمع و مقام اهل کمال در معرفت:

    در شب قدر، قدر خود را بدان

    روز در معرفت سخن ميران

    افطار (روزه گشودن:)

    افطار در لغت به معناي روزه گشودن است و زمان روزه گشودن هنگامي است که شرع مقرر نموده است.

    زمان و سفره افطار داراي معنويت خاصي است و از روحانيت و صفاي مخصوص برخوردار است و به راستي گرد آمدن بر سر سفره افطار داراي حال و هواي دلپذيري است که حکايت از رحمت بي منتهاي پروردگار رحمان دارد.

    يکي از سفارشهاي مهم اسلام دستگيري از مستمندان و محرومان است و ديگر سفارش مهم اين دين آسماني “صله” و برقراري روابط صميمانه با اقوام و نزديکان است که بسيار مستحب شمرده شده است. بدين ترتيب “افطاري دادن” در ماه مبارک رمضان آيت ديگري بر رحمت بي پايان خداوند رحيم است که موجب نزديکي دلها و استواري پيوندها مي گردد. اين سنت حسنه همچنين در ابعاد اجتماعي نمايانگر روح همنوايي با مستضعفان و مددکاري از محرومان مي باشد.

    لحظه شيرين افطار کردن که همراه با آداب و ذکر و مناجات است و آدمي خرسند از مبارزه با ديو نفس، در کلام سخنوران ادب پارسي نيز از جايگاه و منزلت خاصي برخوردار است. تا بدانجا که در برخي سرودهها از آن در قالب تغزل ياد شده است و شاعر در توصيف زيباترين لحظات زندگي از اين مفهوم استفاده نموده است:

    کليم کاشاني:

    خمار باده در چشمم سيه کرده است عالم را

    بياساقي که وقت شام بايد روزه وا کردن

    خاقاني شرواني:

    اشک چشمم در دهان افتد گه افطار از آنگ

    جز که آب گرم پستي نگذرد از ناي من

    ملا طغرا:

    غم روزه بر من بسي بار کرد

    چو ساغر به مي بايد افطار کرد

    شيخ اجل سعدي شيرازي:

    بگفت اي فلان ترک آزار کن

    يک امشب به نزد من افطار کن

    نيايش سحرگاهان:

    در معناي سحر آورده اند که وقت آخر شب و زمان پيش از صبح ، برخي شراح نوشته اند که سحر سپيدي است که بالاي سياهي باشد و يا سپيدي که بر سياهي برآيد.

    سحرگاهان ماه مبارک رمضان از آنجا که نقطه آغازي است براي شروع روزي همراه با ستيز با هواهاي نفساني و خودسازي، از اهميت بسيار والايي برخوردار است. نشستن بر سر سفره سحري که همراه با آداب و تشريفات خاصي است بسيار دل انگيز و روح نواز است. خصوصا اين لحظات براي کودکان و نوجوانان بسيار زيبا و خاطره انگيز است و رايحه دلپذير رحمت بي انتهاي ايزدمنان در چنين فضاي ملکوتي غير قابل انکار است. اذان صبح هنگام امساک است و سپس نماز و نيايش به درگاه معبود. در روايات آمده است که اين لحظات بهترين اوقات براي مستجاب شدن دعاهاي خير است و درهاي آسمان در اين اوقات بر روي بندگان صالح و مومن باز مي شود و باران رحمت الهي بر زمين نازل مي گردد.

    در شعر سخنوران ادبيات فارسي همواره هنگامه پررمز و راز سحرگاهان از جلوه جذاب و دلنشيني بهره گرفته است. فرصتي که فاصله زمين از آسمان به حداقل ممکن مي رسد و ملائک براي ديدار صالحان به زمين مي شتابند:

    خواجه حافظ شيرازي:

    من آن مرغم که هر شام و سحرگاه

    ز بام عرش مي آيد صفيرم

    خاقاني شرواني:

    هر سحرگاهش دعاي صدق ران

    پس به سويش عرش فرسايي فرست

    خسرواني:

    دلخسته و مجروحم و پي خسته و گمراه

    گريان به سپيده دم و نالان به سحرگاه

    آغاجي:

    عهد و ميثاق باز تازه کنيم

    از سحرگاه تا به وقت نماز

    سنايي غزنوي:

    آنچه يک پير زن کند به سحر

    نکند صد هزار تير و تبر

    سوزني سمرقندي:

    به دعاي سحرگهانه تو را

    برساند به من خداوندم

    شيخ اجل سعدي شيرازي:

    به فلک مي رود آه سحر از سينه من

    تو همي برنکني ديده ز خواب سحري

    سهيل محمودي:

    نسيم را به سفره ضيافت سحرگهان

    به روشناي پرشکوه شهر ما صدا بزن

    عيد رمضان (فطر:)

    در معني “فطر” در “اقرب الموارد” آمده است که عيد روزه گشادن.

    جشني که مسلمانان پس از روزه ماه مبارک رمضان در روز اول شوال گيرند.

    عيد فطرنيز داراي آداب و مراسم ويژه اي است. در اين روز مسلمانان با ظاهري آراسته و پاک در نماز عيد فطر شرکت مي جويند و خداوند را به خاطر نعمات اين ماه مبارک سپاس مي گويند. بازديد از اقوام و آشنايان و تبريک عيد و پرداخت “فطريه” به مستحقان از ديگر نکات قابل ذکر در خصوص اين رويداد عظيم اسلامي است که داراي ابعاد فردي و اجتماعي فراوان است. با اين تعاريف غيرممکن خواهد بود که اين عيد فرخنده و اين روز خجسته از نگاه شاعران نکته ياب مسلمان دور مانده باشد. در گنجينه ادب پارسي درباره اين واقعه اشعار بسيار دل انگيزي سروده شده است که حکايت از منزلت اين عيد سعيد دارد. عيدي که جشن پيروزي بر نفس سرکش است. از آنجا که “فطر” مقابل “صوم” است، عيد فطر عيد صيام نيز گفته شده است و تبريک و تهنيت اين روز همچون ديگر اعياد اسلامي مورد توجه قرار داشته است:

    فرخي سيستاني:

    عيد قربان بر او مبارک باد

    هم بر آن سان که بود عيد صيام

    خاقاني شرواني:

    گفتم کدام عيد نه اضحي بود نه فطر

    بيرون از اين دو عيد چه عيد است ديگرش

    رودکي سمرقندي:

    روزه به پايان رسيد و آمد نو عيد

    هر روز بر آسمانت باد امروا

    منوچهري دامغاني:

    بر آمدن عيد و برون رفتن روزه

    ساقي بدهم باده بر باغ و به سبزه

    لاادري:

    عيد رمضان آمد و ماه رمضان رفت

    صد شکر که اين آمد و صد حيف که آن رفت

    خواجه شمس الدين محمد حافظ:

    حافظ منشين بي مي و معشوق زماني

    کايام گل و ياسمن و عيد صيام است

    مسعود سعد سلمان:

    اي خداوند عيد روزه گشاي

    بر تو فرخنده شد چو فرهماي

    ايام شهادت مولاي متقيان امام علي(ع)

    در سحرگاه نوزدهم ماه مبارک رمضان سال چهلم هجري، مولاي متقيان حضرت امام علي بن ابيطالب(ع) هنگام نماز و در حالت سجده مورد اصابت شمشير زهرآگين يکي از خوارج به نام عبدالرحمن بن ملجم مرادي قرار مي گيرد. امام بر اثر همين ضربت ناجوانمردانه در روز بيست و يکم ماه رمضان به شهادت مي رسند. اما داغ اين شهادت جانگداز هيچگاه با مرور زمان تسکين نيافت و شيعيان و شيفتگان آن پيشواي بر حق همه ساله در اين ايام که مصادف با شبهاي قدر است به عزاداري مي پردازند. مراسم سوگواري براي شهادت جانسوز آن حضرت معمولا از شب نوزدهم ماه مبارک رمضان آغاز و تا بيست و دوم اين ماه ادامه مي يابد و در اين ايام گويي آن واقعه شگفت، دوباره جاني تازه مي گيرد. بي ترديد اين ايام از معنوي ترين روزهاي ماه مبارک رمضان است که از يک سو احتمال شب قدر و از سوي ديگر عطر ملکوتي ياد امام العارفين(ع)، چنين فضاي روحاني را پديد مي آورد.

    در مجالسي که همه ساله به همين مناسبت برگزار مي شود مداحان با قرائت اشعار مرثيه و نيز اشعاري که در خصوص کرامات و فضايل آن حضرت سروده شده است به محافل جلوه اي آسماني مي بخشند. موضوع اين اشعار غالبا ترسيم واقعه ضربت خوردن آن حضرت و وقايعي است که تا هنگام شهادت و ديدار معبود، روي داده است. همچنين ساده زيستي و دستگيري ايشان از محرومان و مستضعفان، روزه داري و افطار ساده حضرت و کمک به ايتام و ... مي باشد:

    استاد محمد حسين شهريار:

    شب ز اسرار علي آگاه است

    دل شب محرم سرالله است ...

    روزه داري که به مهر اسحار

    بشکند نان جوين افطار ...

    افشين علا:

    ماه ماه روزه است

    روز، روز ضربت است

    از مصيبت علي(ع)

    در دلم قيامت است

    ***

    روزهاي ماه را

    گرچه روزه بوده ايم

    ما به لقمه هاي چرب

    روزه را گشوده ايم

    ***

    هيچ شب نگشته ايم

    با يکي دو رنگ، سير

    در کنار نان، علي(ع)

    لب نزد به ظرف شير

    ***

    توي سفره اش علي(ع)

    شربت خنک نداشت

    در کنار نان جو

    او به جز نمک نداشت

    ***

    زرق و برق سفره ها

    کم نمي شود ولي

    کاش زندگي کنيم

    مثل حضرت علي(ع)

    ميلاد امام حسن مجتبي(ع( )مولود رمضان:)

    حضرت امام حسن مجتبي(ع) در روز سه شنبه پانزدهم ماه مبارک رمضان سال سوم هجري در مدينه طيبه ديده به جهان گشود. از اين رو و به ميمنت خجسته زادروز فرخنده اين امام، او را مولود نيمه رمضان ياد کرده اند و شيعيان همه سال ولادت با سعادت آن حضرت را در پانزدهم ماه رمضان جشن مي گيرند و با برپايي مجالس با شکوهي به مولودي خواني و ذکر فضايل دومين پيشواي شيعيان جهان مي پردازند. بدين ترتيب ماه مبارک رمضان با نام سبط اکبر حضرت امام حسن بن علي(ع) پيوندي خجسته دارد و روز پانزدهم اين ماه در نزد شيعيان از جايگاه و منزلت والايي برخوردار است. اين نکته در اشعار سخنوران ادب پارسي نيز به شکل دل انگيزي تبلور يافته است:

    محمدجواد قائمي:

    امروز امير ما سوي مي آيد

    مرآت بني مصطفي(ص) مي آيد

    در نيمه ماه رمضان خسن اتم

    يعني که امام مجتبي(ع) مي آيد

    علي اکبر پيروي:

    اي دل امشب تو را صفا باشد

    زان که دل شاد مصطفي(ص) باشد

    چون شب نيمه مه رمضان

    شب ميلاد مجتبي(ع) باشد

    دکتر قاسم رسا:

    از حريم فاطمه(ص) در نيمه ماه صيام

    چهره ماه حسن(ع) تابيد با وجه تمام

    رياضي يزدي:

    در رمضان ماه نشاط و سرور

    ماه دعا، ماه خدا، ماه نور

    نورفشان شد ز دو سو

    در دو افق تافت دو خورشيد جان

    وحي خدا، از افق ايزدي

    نورحسن، از افق احمدي

    تاثير رمضان در تحول روحي شاعران و ...

    نکته بسيار مهم و قابل تامل ديگر در خصوص ماه مبارک رمضان، تاثير غيرقابل انکار اين ماه بر شاعران است. چه بسيار اشعاري که در اين ايام سروده شده، اما هيچ اشاره مستقيمي به رمضان، روزه، افطار و ... نشده است اما به برکت روحانيت اين ماه از حال و هوايي ملکوتي بهره مند است. شايد اگر تاريخ سرودن هر شعري در پاي آن ثبت شده بود به سادگي تاثير شگفت انگيز اين ماه را مي توانستيم به تحقيق دريابيم.

    متاسفانه بسياري از اشعار فاقد تاريخ سرايش هستند و اين امر تحقيق در اين باره را قدري دشوار مي نماياند. اما تلويحا از حال و هواي اشعار تا حدودي مي توان به زمان سرايش آن پي برد. غالبا اشعاري که در ماه مبارک رمضان سروده شده است به دعا و نيايش و زمزمه هاي سحرگاهي تمايل بيشتري دارد و از سوز و گداز و معنويت افزونتري برخوردار است که حکايت از اوضاع و احوال شاعر و آيينه تمام نماي تاريخ سرايش شعر مي باشد. اين قياس که بر پايه تحول کيفي شاعر استوار است رهگذر مقايسه اشعار بدون تاريخ يک شاعر با اشعار داراي تاريخ شاعران ديگر و نيز با اشعاري که داراي اشاره مستقيم به ماه رمضان است به يقين ما را رهنمون خواهد شد.

    در فرهنگ عامه (فولکلوريک) نيز اشعار بسيار فراوان و زيبايي در مورد جلوه هاي ماه مبارک رمضان وجود دارد که بر سر زبان مردم کوچه و بازار جاري است. گرچه سراينده اين اشعار مشخص نيست و در کمتر کتابي به اين مجموعه گرانبها که سينه به سينه از نسلي به نسل ديگر به ارث رسيده است، برخورد مي کنيم، اما هيمن امر نيز حکايت از مقبوليت سخن موزون و توجه مردم به جاي جاي اين سرزمين به فرهنگ عظيم رمضان دارد. ماه مبارکي که آينه تمام نماي رحمت بي منتهاي الهي دارد. ماه مبارکي که گذشت ايام جنبه ها و جلوه هاي افزونتري از برکات و فوايد آن را بر جهانيان آشکار مي سازد و در ضيافت با شکوه پروردگار عاليمان، به انسان فرصت داده مي شود تا از درهاي آسماني که به روي او گشوده شده است وارد شود و مشمول رحمت بي پايان آفريدگار جهانيان واقع گردد.

    اهم منابع و مآخذ:

    1- رمضان در فرهنگ مردم - مولف: سيداحمد وکيليان - تهران: نشر سروش، چاپ اول 1370

    2- ديوان شاه نعمت الله ولي - تهران: نشر طلوع - چاپ پنجم 1370

    3- قرآن کريم - تهران: انتشارات جاويدان - چاپ سوم 1372

    4- فرهنگ فارسي معين - دکتر محمد معين - تهران، انتشارات اميرکبير - چاپ سيزدهم 1378

    5- آيينه آفتاب - تاليف: مشفق کاشاني و محمود شاهرخي، تهران: نشر اسوه - چاپ اول 1369

    6- ديوان حکيم ناصر خسرو قبادياني - تهران: نشر چکامه - چاپ اول 1361

    7- آيينه مهر - تاليف: اکبر بهداروند - تهران: نشر چکامه - چاپ اول 1369

    8- ديوان حکيم سوزني سمرقندي - تهران: انتشارات اميرکبير - 1339

    9- ديوان حافظ - تصحيح بهاءالدين خرمشاهي - تهران: نشر نيلوفر

    10- کليات سعدي - تهران: انتشارات اقبال - چاپ اول 1363

    11- شاهنامه فردوسي - حکيم ابوالقاسم فردوسي طوسي - تهران: انتشارات اميرکبير

    12- ديوان نزاري قهستاني - تصحيح: دکتر مظاهر مصفا - دکتر محمود رفيعي - تهران: انتشارات علمي

    13- ديوان حکيم خاقاني شرواني - تهران: انتشارات سنايي

    14- ديوان مسعود سعد سلمان - تهران: انتشارات اميرکبير

    15- چهارده ماه شب چهارده - محمدجواد قائمي - تهران: انتشارات کيهان - چاپ اول 1375

    16- الفتوح - ابن اعثم کوفي - تصحيح: غلامرضا طباطبايي مجد - تهران: انتشارات انقلاب اسلامي - چاپ اول 1372

    17- گوهر عشق - مولف ضياءالدين ترابي - تهران: انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي - چاپ اول 1375

    18- زندگاني اميرالمومنين(ع- ) سيد هاشم رسولي محلاتي - تهران: دفتر نشر فرهنگ اسلامي - چاپ پنجم 1375

    19- ديوان استاد محمدحسين شهريار - تهران: نشر نگاه وزرين - چاپ پنجم 1370

    20- ديوان ساير شاعراني که اشعارشان مورد استناد قرار گرفته است ...

       منبع : روزنامه رسالت، شماره 5979 به تاريخ 12/7/85، صفحه 19 (شعر و ادب)

   


 



این مطلب از نشانی زیر دریافت شده است:
http://fajr57.ir/?id=1225
تمامي حقوق براي هیئت انصارالخميني محفوظ است.