تاريخ انتشار: 14 دي 1396 ساعت 09:29:12
اصول برابری "قصیده ای از علی اکبر پورسلطان (مهاجر)"

در وادیِ کشاکش و این گیر و دارها

وقتی وفا نگشته به قول و قرارها

 

آیا شکسته حرمتِ یارانِ سرفراز

یا خم شده است قامتشان زیرِ بارها

 

سرسبزی و طراوتِ این مرزِ پُرگُهر

کاین گونه می رود که شود شوره زارها

 

این ملّتِ نجیب و وفادار و سربلند

پس کی رها می شود از انحصارها

 

آن منزلت ز خونِ شهیدان به ما رسید

بر ماست حفظِ شوکت و آن افتخارها

 

گو راهِ پُر صلابت شان رفته یادمان

یا یادمانشان شده حفظّ مزارها

 

آن روزها طریقتِ مان یک مدار بود

حالا چرا بنا شده گردِ مدارها

 

محتاج نان شدیم و گرفتارِ روزگار

افسوس قصّه گشته شکوه و وقارها

 

اصلا برادری ز اصولِ برابری است

از حد گذشته فاصلِ دار و ندارها

 

باری مهاجرم تو بخوان شعرِ غیبتش*

دیگر رسد به خاتمه این انتظارها

  1389/1/19 – تهران

*اشاره به غیبت حضرت صاحب الزمان(عج)

  تعداد بازديدها: 102
   


 



این مطلب از نشانی زیر دریافت شده است:
http://fajr57.ir/?id=79032
تمامي حقوق براي هیئت انصارالخميني محفوظ است.